تبليغاتX
INSOMNIA

INSOMNIA

I can't sleep, let's run away and never look back!

 

ترس هایی که بی خوابی می آورند...

جاده هایی که جدایی می آورند...

پیچِ بعدی، ترس ِ بوسه ی ِ رویِ پیشانی و...

خُداحافِظی که روی ِ لبهایمان می ماسَد.....

 

FOBIA :P:S گرفته است بی خوابی.......

نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/27ساعت 6:18 PM توسط INSOMNIA| |

 

هم نظری، هم خبری، هم قَمَران را قمری

هم شکر اندر شکر اندر شکری......

" مولانا"

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/25ساعت 8:10 PM توسط INSOMNIA| |

 

عشق؟ نعمت؟ خدا....

میم ... الف ... دال ... را ...

نوشته شده در شنبه 1391/02/23ساعت 10:31 AM توسط INSOMNIA| |

 

که بسوزم همچو ذغالِ قلیانِ ناصری،

که دود کنی عشقم را........

 

نوشته شده در سه شنبه 1391/02/19ساعت 8:57 PM توسط INSOMNIA| |

 

عشق؟

وقتی که یک ماشین مییچد جلویِ ماشینمان و ترمز که میکنی قبل از هرکاری دستت را حفاظِ من میکنی......

نوشته شده در یکشنبه 1391/02/17ساعت 10:43 AM توسط INSOMNIA| |

 

خنکای ِ آرامش ِ حضورت،

جاری بین ِ انگشتانم....

نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/13ساعت 10:28 PM توسط INSOMNIA| |

 

اردیبهشت بویِ تو را می دهد،

بویِ بهشت........

 

P.S: بی خوابی گُم شده است در عطر ِ خوشبختی......

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/11ساعت 8:2 PM توسط INSOMNIA| |

 

دلم يک خانه مي خواهد! 

يک خانه که پنجره ي اتاقش به يک حياط با درختانِ خرمالو باز شود... 

من تکه ي بدهم به چهارچوب پنجره ، تو سازبزنيُ من فروغ بخوانم... 

" همه ي هستي من آيه ي تاريکي ست، من در اين آيه تورا آه کشيدم، آه... "

تو دست بکشي، بيايي از پشت دستت را حلقه کني دور من،

من تکیه کنم به تو، تو دست بکشی روی تنی که کودکمان در آن دست و پا می زند...

من فکر کنم که دلم می خواهد دخترم" عاشقانه بگوید" یا " عاشقانه بزند" ؟ و...

تو "خوشبختی" را کنار گوشم زمزمه کنی تا برود بپیچد دور ِ درختان ِ خرمالو..... 

نوشته شده در یکشنبه 1391/02/10ساعت 10:57 AM توسط INSOMNIA| |

 

بگذار انگشتانت رازهایی باشند

که تنها با من در میان می نهی...

"جواد گنجعلی"

 

نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/07ساعت 10:32 AM توسط INSOMNIA| |

 

که تو ساز بزنیُ ....

من به سازت رقص.....

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/04ساعت 11:52 AM توسط INSOMNIA| |

Design By : Night Melody